قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

مقدمه 18

تاريخ نگارستان ( فارسى )

درگذشته و اگر اين تاريخ درست باشد لازم آيد تاريخ نگارستان صد و سى و هشت سال بعد از مرك قاضى احمد تأليف شده باشد . و ايضا دليل بر غلط بودن تاريخ آنكه : مولف تاريخ نگارستان در صفحه 420 چاپ هندوستان در فرع نسب امير تيمور گورگان گويد : تا بتاريخ تأليف اين مختصر شهر رمضان المبارك سنهء 959 تسع و خمسين و تسعمأة صد و هشتاد و هشت سال و از ايشان تا غايت بيست و يكتن بشاهى رسيده‌اند انتهى قاضى احمد بعد از شانزده سال از تأليف اين كتاب درگذشته . آنچه به نظر نگارنده در تصحيح اين مادهء تاريخ ميآيد آنست كه يا بايد مدعى شويم كه مؤلف اين تاريخ را غلط نظم كرده و خود نيز از غلط بودن آن غفلت نموده و نظير اين‌گونه مادهء تاريخ كه سهو شده بسيار است براى صحت قول نگارنده مراجعه شود به تاريخ منظوم نجف تأليف شيخ محمد قاضى سماوى با آنكه سماوى استاد و اديب و مؤرخ بود ماده‌هاى تاريخى غلط بسيار نظم كرده اين نه از عجز است بلكه غفلتىست از نظم‌كنندگان يا آنكه بگوئيم اين تاريخ را بعدا كسى در آخر اين كتاب افزوده و براى خوش‌آمد صفويه اين فضولى را كرده يا آنكه مؤلف خود تعمدا چنين نظم كرده تا آيندگان اين را براى او كرامتى فرض كنند كه او ميدانسته دولت صفويه پس از صد و سى هشت سال از مرك او وجود داشته و براى آنكه اين نكته مخفى باشد نام دورهء صفويه را در پايان اين كتاب به تصريح نبرده كه اگر بر خلاف اين شده آيندگان بگويند او دورهء صفويه را نخواسته بود و اگر دولت صفويه تا اين مدت دوام پيدا كند بگويند قاضى واقعا از غيب خبر داده و احتمال ديگر آنكه ممكن است يكى از نوادگان وى بنام قاضى احمد بوده و اين تاريخ را در آخر اين كتاب افزوده و در آن زمان وانمود كرده كه از مؤلفات اوست اما از اين نكته غفلت ورزيده كه مؤلف اصلى در لابلاى كتاب خود اشارتى به زمان تأليف آن كرده و اين انتحال اسباب بدنامى منتحل خواهد بود و نگارنده فعلا دست‌رسى بكتابهاى خطى تاريخ نگارستان ندارم تا از آنها راجع بما نحن فيه تا از نكته‌اى يا دقيقه‌اى آگاه شوم .